شهید مهدی باکری

سلام به دوستان کل بعد از مدتی میخوام پست بزارم درباره شهید مهدی باکری که دومین برادر از برادران باکریه مه به گوش همتون اشناست ولی من خودم خیلی چیزا درباره مفقوالجسد بودنشون شنیدم ولی داستان زندگیشونو نمیدونستم تا اینکه اتفاقی وصیت نامه شهید مهدی باکری افتاد دستم  حرف های ایشون همیشه تو گوشمه و سعی میکنم توجه همیشگی به حرفاشون داشته باشم اما ترجیح دادم قبل از اینکه وصیت نامه رو بزارم اول زندگی نامشون رو بزارم و بعدش  وصیت نامشون رو .

امید وارم خوشتون بیاد 


زندگی قبل از جنگ

مهدی باکری در سال ۱۳۳۳ در میاندوآب و در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. در همان آغاز کودکی مادرش را از دست داد. او و دوستانش نقش مهمی در برپایی تظاهرات شهر تبریز در ۱۵ خرداد ۱۳۵۴ و ۱۳۵۵ داشتند. همان زمان وی توسط ساواک شناسایی شد و بارها برای بازجویی به ادارهٔ امنیت برده شد اما چون مدرکی علیه او نداشتند تحت نظر آزاد شد. پس از اخذ دیپلم وارد دانشگاه شد و در رشته مهندسی مکانیک شروع به تحصیل کرد. در حین دوران تحصیل خبر شهادت برادرش، علی باکری را به وی دادند. بدین ترتیب او دومین عضو خانواده خویش را نیز از دست داد.

با پیروزی انقلاب ایران باکری نقش فعالی در سازماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داشت. مدتی هم دادستان دادگاه انقلاب ارومیه شد. او همزمان با فعالیت در سپاه، مسئوولیت شهرداری ارومیه را نیز بر عهده گرفت. با شروع جنگ ایران و عراق ازدواج کرد و بلافاصله پس از ازدواج (روز بعد از ازدواجش) عازم جبهه‌ها شد.

حضور در جبهه

مهدی باکری در مدت کوتاهی مدارج ترقی را در جبهه طی کرد. در عملیات فتح المبین با عنوان معاون تیپ نجف اشرف توانست در کسب پیروزی موثر باشد. در همان عملیات از ناحیه چشم مجروح شد. پس از بهبود به جبهه بازگشت و در عملیات‌هایی چون عملیات بیت‌المقدس، رمضان، مسلم بن عقیل، والفجر مقدماتی، والفجر ۱ تا چهار و عملیات خیبر در سمت‌های مختلف شرکت کرد. در مجموعه عملیاتهای والفجر با عنوان فرمانده لشکر عاشورا در جبهه حضور داشت.

در عملیات خیبر زمانی که خبر کشته شدن برادرش را به وی دادند، بدون ابراز اندوه با خانواده‌اش تماس گرفت و چنین گفت:

شهادت حمید یکی از الطاف الهی است که شامل حال خانواده ما شده‌است.

در حین عملیات بدر و در حالیکه دشمن بعثی با محاصره کامل سربازان تحت امر باکری در جزیره مجنون در حال زدن تیر خلاص به سربازان مجروح باقی مانده بود، احمد کاظمی و محمود دولتی با اصرار از وی می‌خواهند که با عبور از دجله و پیمودن فاصله۷۰۰ متری که میان خط اول و خط دوم حمله جان خود را نجات دهد؛ ولی این درخواست هربار با جواب منفی وی روبرو می‌شد تا اینکه بر اثر اصابت تیر مستقیم سربازان عراقی در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۶۳ کشته شد. در این هنگام در حالی که یاران او سعی در انتقال پیکرش بوسیله قایق به عقب را داشتند قایق هدف اصابت شلیک مستقیم آر پی جی یکی از سربازان بعثی قرار گرفته، در اروند رود غرق می‌شود. پیکر وی و سایر سربازانش هیچگاه یافت نشد و وی همچنان مفقودالجسد می‌باشد. بزرگراه شهید باکری در غرب تهران به یابود وی نامگذاری شده‌است.


روحش شاد


وصیت نامه شهید مهدی باکری


به نام خدا

یا الله , یا محمد,یاعلی,یافاطه زهرا,یاحسن,یاحسین,یامهدی(عج) و تو ای روح الله

و شما ای پیروان صادق شهیدان .خدایا چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی که سراپا گناه و معصیت و نافرمانی ام .گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است که نیامرزیده از دنیا بروم.می ترسم رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم .یا رب العفو ,خدایا نمیرم درحالی که از ما راضی نباشی.ای وای که سیه روز خواهم بود.

خدایا چه قدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی !هیهات که نفهمیدم.یا اباعبدالله شفاعت! اه چقدر لذت بخش است انسان اماده باشد برای دیدار رویش ,و چه کنم  که تهیدستم ,خدایا تو قبولم  کن.سلام بر روح خدا ,نجات دهنده ما از عصر حاضر,عصر ظلم و ستم,عصر کفر و احاد,عصر مظلومیت اسلام و پیروان واقعی اش.عزیزانم شبانه روز باید شکرگزار خدا باشیم که سرباز راستین صادق این نعمت شویم و باید خطر وسوسه های درونی و دنیافریبی را شناخته و برحذر باشیم که صدق نیت و خلوص در عملتنها چاره ساز است.ای عاشقان  اباعبدالله بایستی شهادت را در اغوش گرفت ,گونه ها بایستی از شوقش سرخ  شود و ضربان قلب تندتر بزند .بایستی محتوای فرامین امام را درک و عمل نمائیم تا بلکه قدری از تکلیف خود را در شکرگزاری بجا اورده باشیم .وصیت به مادرم و خواهران و برادرانم و اهل فامیل بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست . همیشه بیاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل کنید ,پشتیبان و از ته قلب مقلد امام باشید ,اهمیت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید که راه سعادت و توشه اخرت است.همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت انها را رسالت خود بدانید و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت کنید تا سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح وارث حضرت ابوالفضل برای اسلام ببار ایتد.از همه کسانی  که از من رنجیده اند و حقی برگردن من دارند طلب بخشش دارم و امید دارم خداوند مرا با گناهان بسیار بیامرزد

 

خدایا مرا پاکیزه بپذیز